ايرج افشار
289
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
اول شب به ميمه رسيدم . در اينجا سردار اسعد وزير پست و تلگراف ، امير اقتدار وزير داخله كه از چندى قبل آنها را براى تصفيهء امر بختيارى به اصفهان فرستاده بودم به اتفاق غلامرضا خان حاكم اصفهان و صارم الدوله و محمود خان آيرم اميرلشكر جنوب و چند نفر از صاحبمنصبان كه به استقبال آمده بودند به حضور رسيدند . شب را به واسطهء درد سر شديد و نخوابيدن شب قبل در قم تصميم كردم در ميمه بمانم . بعد از ورود مطلع شدم اتومبيلى كه حامل دبير اعظم بوده عقب مانده است . فورى امر دادم بروند و آنها را رهنمائى كرده بياورند . بعد از مدتى كه رسيدند معلوم شد [ 11 ] اتومبيل عيب كرده و اين توجّه بسيار بموقع و بجا بوده است ، زيرا كه به واسطهء نداشتن چراغ ممكن بود در تاريكى پرت و يا از جاده منحرف شوند . جمعه 15 عقرب صبح روز جمعه 15 عقرب ساعت هشت از ميمه حركت كردم و كمى بعد به آبادى ونداده كه چشمهء آب درخشانى دارد و در كنار جاده اتفاق افتاده رسيدم . از اينجا به بعد تا اول خاك اصفهان آبادى معتبرى نيست . بعد از عبور از گردنهء كوچكى جلگهء تاريخى هموار مورچهخوار كه ابتداى خاك اصفهان است پيش مىآيد . از اين جلگه به بعد ديگر بايد با وضع لباس و معيشت و لهجهء اصفهانى آشنا شد و در هر قدم با زارعين و مردمان زحمتكش اين ولايت كه از جمله كاركنترين مردم ايرانند تصادم كرد . جلگهء وسيع مورچهخوار كه محل تلاقى راههاى جوشقان و نطنز و كاشان و اصفهان با يكديگر است در نه فرسخى اصفهان واقع شده و اساسا جزء بلوك برخوار به شمار مىرود . ورود به جلگهء مورچهخوار بىاختيار وقايع سال 1142 هجرى را به خاطرم آورد و يكمرتبه نظرم را به دويست و يك سال قبل معطوف ساخت . مثل اينكه در اين موقع افاغنه و همراهان اشرف را مىبينم كه در قسمت جنوبى جلگه با عجله و تزلزل تمام در حال فرار خيال دفاع دارند و قشون ايرانى قزلباش به سركردگى سردار رشيد خود نادر از جانب شمالشرقى جلگه از راه نطنز به شتاب بسيار رسيده